تبليغاتX
بجستانیه
رؤیای سبز

پست ثابت همیشه ، دوباره برگشته است که بماند!


بجستان را بجستان(شهر خدا) می خواهم!


من خودم هستم!روي زمين زندگي مي كنم!راه مي روم!درس مي خوانم!

روي زمين عاشق مي شوم!عشق مي ورزم!دوست مي دارم!دوست داشته مي شوم حتي!

اينها را براي هزار و يك دليل مي نويسم.

داشتم مي گفتم!شمال ِ زمين مي نشينيم!آنجا كه اسمش آسياست و خاورميانه اش"گربه"اي

دارد متمدن , كهن و به غايت دوست داشتني !

من از شرقي نشين هاي ايران زمين ام !از خراسان !خور آسان !آنجا كه خورشيد به آساني تمام

ديده مي شود!سرزمين خورشيد !

از وقتي خراسان تكه تكه شد ما افتاديم آن وسطي اش !

از تمام خاك مقدس ايران زمين جدم دلش خشك ترين ها و گرم ترين هايش را پسنديد !اين شد

كه از وقتي بدنيا آمدم پسوند "بجستاني" نام كوچكم را مفتخر كرده به همراهي !

از من بدان كه : نظر ملك الشعراي بهار و احمد كسروي را محترم مي شمارم بسيار !نه از

باستان شناسي دانشي چنداني دارم و نه ادعاي دانايي ! عمر چند ساله ي زيستنم در

بجستان اين اجازه را به من مي دهد كه بگويم به نظر ملك الشعراي بهار و احمد كسروي وجه

تسميه بجستان را نزديك مي دانم كه : اين دو تن "بج" را تغيير يافته ي كلمه ي "بغ" به معناي

"خدا"مي دانند . (و با شواهد موجود اين وجه تسميه بعيد به نظر نمي رسد. )

شهر خدا !

خداي مهر , خداي آسمان , خداي عشق , خداي كوير , خداي ... خدايي كه در كوچه باغ هاي انار

در زمين هاي زعفران در كاريز هاي ِ پاك ِ آب ِ پاك حضور ش انكار نشدني است !

اينجا ! سخاوت را از كوير مي آموزم از وسعت بي پايان آسمان ِ پر ستاره ي كوير و عشق

راوقتي انار هاي دلمان ترك مي خورد مي شناسم !

و مثل سهراب آرزو دارم مردم دانه هاي دلشان پيدا باشد و با خدا در كوچه باغهاي سبز انار پياده

قدم مي زنم در سپيده دم هايي كه زعفرانها سر از خاك بر ميدارند هم با هم حرف مي زنيم و

مي خواهمش كه هواي كشاورزها را داشته باشي خدا جونم !هواي هوا رو كه مطبوع بمونه !

اينجا شهر كاج هاي هميشه سبز است و بزرگترين ميدان شهرش در همسايگي خانه ي گرم ِ

سبزمان "آزادي" نام دارد ! و اين روزها دارد مي رود به زوال !

من بوي كاه و گل خانه هاي قديمي را دوست دارم ! همانهايي كه جوي هاي زلال آب از

كنارشان مي گذشت و از كوچه هاشان كه عبور مي كردي هميشه بهار بود.(همان جوي هايي

كه حالا نيستند همانهايي كه سرپوش سيماني پوشاندشان!)...

 اینجا بایا است، خانه ی ِ تمام بجستانی ها! خوش آمديد


* اينجا را به احترام بانوي هميشه بهار !هماي بهاري ! ساخته ام! از پس يك اتفاق خوب ! براي روزي كه از بجستان از من پرسيد ! و من كمي دست و پا بسته بودم براي توصيف!مجال بدهد روزگار از بجستان مي نويسم

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم تیر 1390ساعت 17:25  توسط بانو 

یک ایده دارد بایا برای اُردی بهشتـــ ـی ِ این روز ها !

با هماهنگی قبلی، به جای ِ نشست وبلاگی نوروز که کسی پیگیری نکرد و نشد ، یک روزسری بزنیم به اینجا!

 آدرس بار مرورگر مان این مرتبه لبخند بزند به نام bejestan.com !

به خانه ی ِ امید ِ همیشه ها!

 چراغش خاموش نبادا لحظه ای!

یک نفر ِ ما دیوار ها را رنگ بزند به انودخته های ِ طراحی وب نویسانه اش ، دوستی گرد پیکسل های ِ آن گوشه را بگیرد ، سر و سامان دادن به لینک های ِ این سو نیز شما زحمتش را بکشیدهمشهری!

کسی دستش را قلاب می گیرد برای ِ من ؟ میخاهم میخ آن بالا را که افتاده بیرون محکم کنم سر ِ جایش :)

 * کی بریم ؟!

 ** این ایمیل رو هم مدیران محترم سایت قرار داده بودند برای دریافت ایده های ِ ناب شما :

 help.bejestan@gmail.com

+ نوشته شده در  شنبه نهم اردیبهشت 1391ساعت 0:20  توسط بانو  | 

بارانی که تند تند و محکم و گوله گوله می خورد به پنجره و ابرهای سیاهی که هی تند تند نزدیک تر می شود و آسمانی که خشمش بی اندازه صدا دارد!شیر آسمان خدا را یکی از فرشته ها تا درجه ی ِ آخر باز کرده است به گمانم!شاید هم کار ، کار ِ خود ِ خدا باشد!

یک چیزهایی هست که آدم را ناگریــــز می کند برای نوشتن!

مثل یک باران ِ تند و دلچسب و شــــدیــــــد که توی شهر سیل راه بیاندازد.

"کاش منــ ـی که دستم می رسد ، برای خانه های ِ قدیمی تر که توان ِ کم تری برای مقاومت در برابر این چنین بارانهایی دارند ، کاری بکنم!هوای خانه های ِ آنها را از هوای ِ سطح آب ِ "رودخانه" تنهاکمــــی  بیش تر داشته باشـم"


* برای چاپخانه ی ِ محمد که کامل توی ِ آب افتاده بود (!)بی اندازه ناراحت شدم!آقا/خانم چاپخانه تمام بایا برای خودتون و دستگاه هاتون دعا کردیم که آسیب نرسیده باشه بهشون :)

 * عکس هم زاویه اش از دستم 10-12 درجه ای در رفته است!

* پیوست !

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391ساعت 8:23  توسط بانو  | 

بایا را

برای مدتی

میسپارم به نگاه های ِ مهربانانه تون*

ممنون لطف هاتون

که دل گرمم می کنه...

سایه تون مستدام

 

 در پناه ِ خدایی بودنش :)


 * خواننده های ِ خاموش ِ بایا ، سید ،آذین ترین ، آقای رئیس انجمن ، نوستالژی نویسان ، فائزه ، م-ر(تهران) ، تابش ، بجستون ، بچه ی میدون آزادی ، روستای ِ نوق ،  اینجا خبری نیست ، صبای ِ بجستان ، فامیل بانو اینا، شوهر فامیل بانو اینا و...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم فروردین 1391ساعت 16:19  توسط بانو